خرید بک لینک
چند وقت پیش که قصد کرده بودم وبلاگ بسازم داشتم یه گشتی توی وبلاگ ها میزدم که یهو رد پای نوشته هامو توی چندتا وبلاگ پیدا کردم. چقدر ثقیل مینوشتم چقدر با حوصله. به قولی یکی از بلاگرها چه خوب کلام و کلمه رو بهم میدوختم. اما الان اگه یه کاغد بذارن جلوم سخت مینویسم خیلی سخت. انگار همه ی حرفام حناق شدن توی گلوم و بیرون نمیان. شاید اگه   شروع   کنم به نوشتم بتونم اروم اروم همه چیو بگم و تعریف کنم واست. ولی این من بعد از تو دیگر ان من نخواهد شد.

برچسب: نویسنده: سینا حسینی تاريخ: سه شنبه 11 دی 1397 ساعت: 21:53

اگه تو استادی توی نوشتن حرفای در گوشی عاشقانه منم دستی بر اتش دارم به نوشتن داستان زندگیم. از امروز تا جایی که بتونم و دستم یارای نوشتن و فکر قدرت فکر کردن داشته باشه، مینویسم برات. مثل یه دفتر خاطرات ...

برچسب: نویسنده: سینا حسینی تاريخ: سه شنبه 11 دی 1397 ساعت: 21:53

دیروز بعد از کلی سختگیهای مراسم و گریه کردن و اون همه پیادهروی واسم دیگه تا شب نایی واسم نمونده بود. تا رسیدیم خونه، شامی درست کردم و اومدم روی تخت ولو شدم. شاید ۱۰۰۰ بار کانالو خوندم و بعد تصمیم گر

برچسب: نویسنده: سینا حسینی تاريخ: سه شنبه 11 دی 1397 ساعت: 21:53

اومدم توی اهنگ کانال با کد بنویسم واسش وبلاگو چک کن، خجالت کشیدم. خجالت از اینکه بهم بگه تو که تموم کردی واسه چی اینا رو میگی یا خجالت از اینکه یه بار بهش گفتم توی تکست و میترسم توی دلش بگه چندبار میخ

برچسب: نویسنده: سینا حسینی تاريخ: سه شنبه 11 دی 1397 ساعت: 21:53

امروز بعد از مدت ها یه روز لش رو سپری کردم. از بعد از اخرین پست و ولگردی خوابیدم تا الان که ساعت ۳ ظهره. و طبق معمول اولین کاری که کردم چک کردن کانال اون بود که شاید چیزی نوشته باشه.

وقتی دیدم خبری نیست سراغ اینجا اومدم به امید اینکه نشونی از حضورش باشه. اما هیچ خبری نبود و نیست.

شایدم اگه همچنان لش باشم و بیدار شم یهو پیدا کنم عشق ممنوعه امو میون این همه شلوغی نفس گیر.

برچسب: نویسنده: سینا حسینی تاريخ: سه شنبه 11 دی 1397 ساعت: 21:53

اینکه تعداد انلاین ها گاها دو تا میشه نمیدونم خودشه یا رهگذرهای کوچه بلاگفا.

اگر خودش باشه که لاقل از حال و روزم خبر داره ولی اگر خودش نیست که هیچی.

اوخ الان یهو یادم افتاد ۲ مراسم بود مسجد و من خواب موندم!!!! باید برم که دیر شد.

برچسب: نویسنده: سینا حسینی تاريخ: سه شنبه 11 دی 1397 ساعت: 21:53

هفته پیش سه بار با اسنپ از خونه رفتم دانشگاه و هر سه بار یک نفر اومد! تعجب کرده بودم خیلی. ظهر که خوابیدم، تو خواب دیدم اون ادمه تویی و من و تو تنها توی ماشین بودیم. یهو ماشینو نگه داشتی رفتی توی ی

برچسب: نویسنده: سینا حسینی تاريخ: سه شنبه 11 دی 1397 ساعت: 21:53

دیگه از بلاک لیست دراوردمش و هی و هی و هی کانالو چک میکنم به امید اینکه یه خبری ازش بشه. دلم تنگ شده واسش خیلی. چی میشد اونممیتونست هر وقت دلش میخواد تکست بده و بهم بگه تو غلط میکنی میخای بری! اصن بگ

برچسب: نویسنده: سینا حسینی تاريخ: سه شنبه 11 دی 1397 ساعت: 21:53

صفحه بندی